آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
43
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
شد و حق نهادن تاج بر سر پادشاه « 1 » و فرماندهى سوارهنظام يافت و اين دو مقام در خانواده او موروثى شد . و نيز از حقوق او اين بود ، كه ميتوانست ديهيمى با سه رشته مرواريد بدون طلا و جواهر ديگر در موقع ورود بدربار يا اطاق شاهى بر سر گذارد . ولرشك رئيس طايفه ممتاز ديگرى را عهدهدار نصب جواهرات سلطنتى بر لباس پادشاه قرار داد . طايفه ممتاز ديگرى هم بود ، كه مستحفظين خاصه پادشاه ، از آن اختيار ميشدند . ساير مقامات از قبيل ميرشكارى پادشاه و مباشرت انبار گندم و رياست تشريفات و امانت خلوت و رياست ساقيان و اداره امور قربانى و شغل بازدارى و نگاهبانى اقامتگاه تابستانى و نگهداشتن رايت و علم در پيشاپيش پادشاه در روز جنك ، بافراد خانوادههاى ديگر تفويض شد . چنين پيداست ، كه همه اين طوايف و خانوادهها ، در آنموقع از دودمانهاى درجه اول نبودهاند و ولرشك آنها را به اين مقامات رسانيد . زيرا كه موسى صريحا گويد ، كه رئيس ساقيان پادشاه بدرجه حكمرانى نخرر « 2 » رسيد و متصدى حفظ اقامتگاه تابستانى « مانند اعضاء خانواده سلطنتى » شرف يافت . ولرشك پس از آنكه دربار خويش را به اين ترتيب منظم كرد ، حكومتها و اقطاعات وسيع ببزرگان دولت عطا نمود . موسى و ديگر مورخان ارمنى در استعمال كلمات « امارت » ( اقطاع ) و « حكومت » ( ايالت ) دچار اشتباه بزرگ شده و يكى را بجاى ديگرى به كار بردهاند . موسى مثلا ميگويد ولرشك به گبل « 3 » ( مباشر انبار گندم ) و ابل « 4 » ( رئيس تشريفات و رئيس خلوت ) قرائى بخشيد ، كه بنام آن موسوم گرديده است
--> ( 1 ) - اين امتياز در ايران اشكانى مختص خاندان سورن بوده است . ( 2 ) - نخرر Nakharar شكل ارمنى يك عنوان ايرانى است ، كه ما در ايران ساسانى آن را به صورت نخوذار Nakhvadhar باز مىيابيم . ( آميانوس مارسلينوس ، كتاب 14 ، بند 3 ، آن را نهودارس Nohodares نوشته و بغلط اسم خاص پنداشته است ) . عنوان ديگرى كه از همين ريشه است نخوارگ Nakhvaragh مىباشد ( بلهجه شمال غربى ) ، كه به صورت نخوير Nakhver و نخويرگ Nakhveragh ( در لهجه جنوب غربى ) نيز آمده است . ر ك بنونيست در مجله مطالعات ارمنى ، ج 9 ، ص 7 - 6 . ( 3 ) - Gabal ( 4 ) - Adel